حالت اول اين است که شما چهار نفر را معرفي مي کنيد اما چهار نفر منتخب شما در اقليت هستند و وزارت بازرگاني مديريت فروشگاه هاي زنجيره اي را به يکي از مديرانش که به تازگي از رياست يکي از فروشگاه هاي زنجيره اي دولتي استعفا داده مي دهد و شما عملا ديگر هيچ قدرتي در اداره آن فروشگاه هاي زنجيره اي نخواهيد داشت.
حالت دوم اين است که شما با توجه به مدارک و شواهد به قاضي پناه مي بريد و قاضي حکم مي دهد و جلوي اساسنامه جديد را ميگيرد و آن را غيرقانوني اعلام مي کند اما با توجه به اين که دولت در راس امور است ، رياست محترم قوه قضائيه آن راي باطل مي کند.
حالت سوم اين که شما به نمايندگان مجلس که نمايندگان شما نيز هستند پناه مي بريد. مجلس با حمايت از شما طرحي را تصويب مي کند که جلوي اساسنامه جديد را مي گيرد اما از آن جا که مجلس در راس امور نيست و اين دولت است که در راس امور است مجلس در کمتر از چهل و هشت ساعت راي خودش را پس ميگيرد. البته قبل از پس گرفتن راي نمايندگان مجلس وکلاي شما هستند و کيف انگليسي دارند و .....
بله هم وطنان گرامي. اين پايان نزديک سي سال تلاش و زحمات گسترده شما است. شمائي که....
واقعا يک روزي شديدا به ايراني هاي که خارج از ايران سرمايه گذاري مي کردند اعتراض مي کردم و مي گفتم اين نامردي و ظلم در حق کشور و ايرانيان است که شما سرمايه هائي که از داخل ايران کسب کرده ايد به کشورهاي ديگر مي بريد و سرمايه گذاري مي کنيد اما امروز فهميدم کار آن ها درست بوده و اعتراض من بي مورد.
اگر دوست داشتيد مي توانيد به جاي برخي ، برخي ديگر را قرار دهيد.
رئيس جمهور = رئيس جمهور
رئيس قوه قضائيه = رئيس قوه قضائيه
مجلس = مجلس
وزارت بازرگاني = شوراي عالي انقلاب فرهنگي
فروشگاه هاي زنجيره اي = دانشگاه آزاد اسلامي
محصولات فروشي = علم و دانش
مدير فروشگاه دولتي که استعفا داده = دانشجو رئيس سابق دانشگاه تربيت معلم و برادر وزير علوم